عترت پیامبر اکرم

مطالب دیگر:
📎دانلود طرح توجیهی: تولید فیلم خام عکاسی📎دانلود طرح توجیهی: تولید فرآوری صیفی جات📎دانلود طرح توجیهی: تولید سیستمهای اعلان حریق📎دانلود طرح توجیهی: تولید کنستانتره زرشک📎دانلود طرح توجیهی: تولید کیت CNG📎دانلود طرح توجیهی: تولید پارچه خود تمیز کن و ضد باکتری📎دانلود طرح توجیهی: تولید چینی بهداشتی📎دانلود طرح توجیهی: تولید شارژر گاز cng خانگی📎دانلود طرح توجیهی: تولید چای از برگ درخت زیتون📎دانلود طرح توجیهی: تولید کیک غلات حجیم شده📎دانلود طرح توجیهی: تولید کافئین از ضایعات چای📎دانلود طرح توجیهی: تولید بازیافت روی و آلومینیوم از ظروف آبمیوه📎دانلود طرح توجیهی: تولید کیسه خون📎دانلود طرح توجیهی: تولید مولد خانگی بیوگاز استحصال گاز از پسماند غذاهای خانگی و پسابهای صنایع📎دانلود طرح توجیهی: بازیافت ظروف پلاستیکی📎دانلود طرح توجیهی: تولید بسته بندی سبزیجات به روش انجماد📎دانلود طرح توجیهی: تولید بالاست الکترونیکی📎دانلود طرح توجیهی: تولید بیکینگ پودر و نمک های فسفاته📎دانلود طرح توجیهی: تولید آسفالت گوگردی📎دانلود طرح توجیهی: تولید آنزیم های پانکراتیک جهت تولید چرم
تحقيق عترت پیامبر اکرم|31019490|ll5
جوینده گرامی در این پست شما فایل با عنوان عترت پیامبر اکرم را مشاهده می نمایید.

تحقیق
متشکل از 52 صفحه ، در قالب word قابل ويرايش و اماده پرينت

بخشی از محتوا ::
تولد و کودکي
بيش از هزار و چهار صد سال پيش در روز 17 ربيع الاول ( برابر 25آوريل 570
ميلادی ) کودکی در شهر مکه چشم به جهان گشود.
پدرش عبد الله در بازگشت از شام در شهر يثرب ( مدينه ) چشم از جهان
فروبست و به ديدار کودکش ( محمد ) نايل نشد. زن عبد الله ، مادر محمد
آمنه دختر وهب بن عبد مناف بود. برابر رسم خانواده های بزرگ مکه آمنه پسر عزيزش ، محمد را به دايه ای به نام حليمه سپرد تا در بيابان گسترده و پاک و دور از آلودگيهای شهر پرورش يابد . حليمه زن پاک سرشت مهربان به اين کودک نازنين که قدمش در آن قبيله مايه خير و برکت و افزونی شده بود ، دلبستگی زيادی پيدا کرده بود و لحظه ای از پرستاری او غفلت نمي کرد. کسی نمي دانست اين کودک يتيم که دايه های ديگر از گرفتنش پرهيز داشتند ، روزی و روزگاری پيامبر رحمت خواهد شد و نام بلندش تا پايان روزگار با عظمت و بزرگی بر زبان ميليونها نفر مسلمان جهان و بر مأذنه ها با صدای بلند برده خواهد شد ، و مايه افتخار جهان و جهانيان خواهد بود . حليمه بر اثر علاقه و اصرار مادرش ، آمنه ، محمد را که به سن پنج سالگی
رسيده بود به مکه باز گردانيد . دو سال بعد که آمنه برای ديدار پدر و مادر و
آرامگاه شوهرش عبد الله به مدينه رفت ، فرزند دلبندش را نيز همراه برد . پس
از يک ماه ، آمنه با کودکش به مکه برگشت ، اما دربين راه ، در محلی بنام
ابواء جان به جان آفرين تسليم کرد ، و محمد در سن شش سالگی از پدر و مادر